أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

713

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

مناصب آماده مىكرد و بر آن بود تا نيازى به افراد غير بومى نباشد ، اما در اين باره هم به افراط مىگراييد ، به حدى كه بسيارى از عناصر كارآمد براى نهضت عربى از وى رويگردان شدند و او از عطف توجه بسيارى از همسايگانش محروم ماند . حسين آگاهىهاى سياسى خوبى داشت و چنان و چندان اعتمادى بر خودش داشت كه گويى كسى به پاى او نمىرسد . به همين جهت تنها به خود اعتماد مىكرد و تمامى مسؤوليت‌ها را روى دوش خود مىگذاشت و به رجال دولت خود جز در چهارچوب ارشادات خود اجازهء عمل نمىداد . اين امر زحمتى را متوجه او كرده بود كه برايش قابل تحمّل نبود ، و در واقع او را درگير تمام امور جزئى بلاد كرده بود . وى خود در كار نگهبانى و نظافت مسجد و رؤساى بلديه و نويسندگان جرايد مشاركت داشت و با آنان ارتباط مستقيم برقرار مىكرد . حسين از اين كه فرزندانش يا افراد مرتبط با ديوانش - از ميان كسانى كه داراى تحصيلات عالى بودند - از دانش و عقل خود در كار استفاده كنند ، رويگردان بود . وى خود را بهتر از همه و كارشناس درجه يك مىدانست و درست از نگاه وى ، همان چيزى بود كه خودش آن را درست مىديد و مىدانست . حسين ، فردى بيدار و در حفظ سلامت دولت ، حريص بود ، اما در اين بيدارى تندروى مىكرد و كارش را با استخدام جاسوسان و منع از اجتماعات دنبال مىكرد و در اين‌باره پىگير بود . وى گاه در شبگردىها ، با مراقبان و محافظان همراهى كرده ، شخصاً براى تجسّس به محلات و خانه‌ها مىرفت و مردم از اين بابت گرفتار زحمت مىشدند . برخى از جاسوسان با استفاده از اين شرايط ، از ديگران بدگويى مىكردند و در يك دورهء كوتاه ، زندان‌هاى وى مملو از افراد بىگناه و شهروندان بود . وى به آزادى عقيده احترام نمىگذاشت و با خواندن روزنامه از هر نوع مخالف بود ، چه رسد به آن كه اجازهء انتشار آنها را بدهد . وى توجه خاصى به فقرا داشت و از ضعيفان حمايت مىكرد و درِ خانه‌اش به روى شكايت‌كنندگان و پناه‌جويان باز بود ، با اين حال ، در بيشتر اوقات ، نسبت به مردم سختگيرى داشت و نسبت به تجار ، واردكنندگان ، صراف‌ها و افرادى كه با قيمت‌ها بازى مىكردند ، برخورد سختى داشت و آنان را عقوبت كرده ، يا اموالشان را مصادره مىكرد .